مدیریت بازسازی

مدیریت بازسازی

مقدمه

آنچه در دنیای امروزی درحال رخ دادن است عمدتاً بحران‌های غیرقابل پیش‌بینی یا پیش‌بینی‌های نامطمئن در فرصت کوتاه است. به عنوان مثال بحران کرونا را در نظر بگیرید. پس از مشاهده‌ی اولین شهر مبتلا و میزان همه‌گیری این ویروس، در تمام خبرگزاری‌های سراسر دنیا پیش‌بینی‌هایی انجام شد که احتمالاً این ویروس در تمام کشورها شیوع پیدا ‌می‌کند و مگر معدود قسمت‌های دورافتاده تقریباً می‌توان گفت تمام کشورها درگیر این ویروس شدند. اتفاقی که رخ داد عدم توجه بسیاری از کسب‌وکارها به این پیش‌بینی بود. برخی آن را بسیار بدبینانه درنظر گرفتند و برخی به طور کلی چنین موضوعی را انکار کردند. در نهایت مشاهده کردیم که بسیاری از کسب‌وکارها مجبور به تعطیلی یا کاهش هزینه به شکل تعدیل نیرو شدند. اما آیا پیشگیری از چنین مشکلاتی امکان پذیر بود؟ در پاسخ باید گفت تا اندازه‌ی زیادی بله. البته این مفهوم “اندازه” در کشور ما در مقایسه با سایر کشورها بسیار کمتر بود.

اهمیت موضوع زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که کسب‌وکارهای مشابه آنچه در ایران تعطیل شدند، در سایر کشورها با تغییر بسترهای کاری به فعالیت خود ادامه داند؛ دورکاری، خرید آنلاین و موارد دیگر. نباید فراموش کرد که این مورد فقط یک مثال در دنیای کنونی است. مثال‌های اینچنینی بسیار هستند؛ کسب‌وکارهایی که نشانه‌های تغییر را ندیدند یا دیدند و نتوانستند کسب‌وکار خود را در مسیر تغییر بازسازی کنند. یکی از دلایل این موضوع عدم وجود منابع تئوری ابتدایی برای مدیریت بازسازی است. البته کمبود منابع فقط به کشور ما محدود نمی‌شود، چرا که در تحقیقات دانشجویان و اساتید خارج از کشور هم این مشکل عنوان شده است.

 

بازسازی چیست؟

بازسازی برگردان فارسی واژه‌ی “turnaround” است. در فرهنگ واژگان کمبریج اینگونه توصیف شده است: “تغییر بزرگی که یک وضعیت بد را به وضعیتی خوب تبدیل می‌کند”. دونالد بیبیولت در کتاب خود با عنوان “بازسازی شرکتی: روشی که مدیران بازنده‌ها را به برنده تبدیل می‌کنند”، بازسازی را اینگونه تعریف می‌کند: “بازسازی تغییر مثبت بزرگ و پایدار در عملکرد شرکت است”.

بنابراین می‌توان چند ویژگی را در تعاریف بازسازی مورد توجه قرار داد. اول اینکه بازسازی در کسب‌وکار تغییر ایجاد می‌کند، یعنی  مسیر کسب‌وکار را به طور کامل یا بخشی از آن را دستخوش تغییر می‌کند. منظور از مسیر می‌تواند استراتژی کلی کسب‌وکار باشد یا فقط بخش کوچکی از کسب‌وکار. به عنوان مثال تیم فروش و بازاریابی جهت گیری متفاوتی نسبت به گذشته پیش بگیرند.

دومین ویژگی، مثبت بودن تغییر است، که می‌توان گفت کاملاً بدیهی است. هیچ مدیر و صاحب کسب‌وکاری علاقه ندارد در کسب‌وکار خود تغییرات منفی ایجاد کند مگر نادانسته. ویژگی سوم و شاید بتوان گفت مهم‌ترین ویژگی، تغییری پایدار در عملکرد است. بازسازی باید ابتدا برنامه‌ریزی شود ولی صرف نگارش برنامه نمی‌تواند کمکی به کسب‌وکار داشته باشد و پیاده سازی کوتاه مدت هم نمی‌تواند کمکی داشته باشد. بنابراین باید دید میان مدت تا بلند مدت به بازسازی داشته باشید (به اندازه‌ی کسب‌وکار وابسته است). بازسازی ممکن است درمیان سازمان‌های کوچک 3 تا 6 ماه زمان نیاز داشته باشد ولی با بزرگتر شدن سازمان، بدون شک زمان لازم افزایش خواهد یافت. در بعضی موارد این زمان تا بیش از 2 سال ادامه داشته است. جف سندز این موضوع را اینگونه تشریح می‌کند: “بازسازی‌ها اغلب مانند بیماری شرکتی هستند؛ گاهی اوقات یک شخص یا کسب‌وکار فقط بیماری کوچکی دارد و به کمک کمی نیاز دارد تا بار دیگر تمرکز و انگیزه‌ی خود را بدست آورد. گاهی اوقات مشکلات جدی‌تر هستند، مانند سقوط فروش، موردی که نیاز داریم تا خط مقدم فروش را دوباره به رشد بازگردانیم”. بنابراین زمان بازسازی با توجه به بیماری سازمان متفاوت است.

با توجه به نکات یاد شده می‌توان بازسازی را بدین شکل تعریف کرد: “بازسازی یعنی تغییر مسیر در جهت تسهیل دستیابی به هدف”.

کدام کسب‌وکارها باید بازسازی انجام دهند؟

در برخی صنایع تصوری وجود دارد که اگر کسب‌وکار شما حداقل یک بار تا مرز ورشکستگی پیش نرفته باشد، نشان می‌دهد که شما به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنید. اگر به لیست شرکت‌هایی نگاه کنید که تا مرز ورشکستگی پیش رفته‌اند یا حتی ورشکسته شده و بازسازی انجام داده‌اند، نام‌های بزرگی را می‌بینید. اما نکته‌ی مهم این است که بازسازی فقط به کسب‌وکارهای درحال سقوط یا ورشکسته مربوط نمی‌شود. هر کسب‌وکاری ممکن است در مسیر خود به این نتیجه برسد که باید تغییر مسیر داشته باشد، در هر زمینه‌ای. حتی با اینکه وضعیت کسب‌وکار مطلوب به نظر می‌رسد.

در چنین کسب‌وکارهایی مدیریت توانسته نشانه‌های خطر را شناسایی کند، یا حتی با وجود وضعیت مطلوب (در ظاهر)، مسیر بهتری را شناسایی کرده‌اند. منظور از مسیر بهتر زمانی است که کسب‌وکار درامد چند ده میلیونی داشته و تصور می‌کرد همه چیز خوب است، ولی متوجه می‌شود که پتانسیل تبدیل این درامد به درامد میلیاردی در کسب‌وکار وجود دارد. در این نقطه هوشمندی کسب‌وکار اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در چنین وضعیتی مدیریت با کمک مشاور خود در جهت بازسازی قدم بر می‌دارد. بازسازی‌ها باتوجه به اندازه‌ی کسب‌وکار ممکن از چند ماه تا چند سال به طول بینجامند. شرکت اگروکور که جایزه‌ی بهترین بازسازی سال 2019 را از انجمن مدیریت بازسازی دریافت کرد، 2 سال طول کشید تا توانست در مسیر درست قرار بگیرد. اما کسب‌وکارهای کوچکی هم وجود دارند که توانسته‌اند در طول چند ماه به وضعیت مطلوب خود برسند. می‌توان گفت مهم ترین بخش بازسازی پیش‌بینی جریان نقدی 13 هفته‌ی ابتدایی فعالیت است. این پیش‌بینی تا حد زیادی تعیین کننده‌ی برد یا باخت بازسازی کسب‌وکار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *